زمان پیشتازاست می شتابد .می تازد و ما همچنان چرخ های گاری زمان برزمین کشیده می شویم در پیمودن این مسیر از روی سنگلاخ ها و موانع عبور می کنیم .بالا و پایین می شویم و اما به ناگاه ناغافل از انجه در برابرمان ایستاده می تازیم و هر چه سعی می کنیم از این مانع نمی توانیم رد شویم ناگزیر زمان را رها می کنیم تا باز بشتابد و ما در گذار لحظه ها مفقود می شویم .نمی دانم ! اما ابعاد مادیمان در هم می شکند بعد زمان فرو می ریزد هر چه تلاش می کنیم رهایی حاصل نمی شود هر چند یکبار درختی تناور فرو می افتد زخمی و افگار جلویمان سدی از اندوه قد علم کرده و پشت سر که می نگریم راهی دراز و پر پیچ و خم را پیموده ایم .در تمام مسیر تنها انچه تجلی می کند رد پای توست .به یاد ار انزمان که نه من ها نه ماها بی توجه از کنارت می گذشتیم و تو خاموش و آرام ایستاده بودی آری ایستادی تا بزرگ شدی .بزرگ و بزرگ تر تا به انهنگام که من ها و ماها مجبور شدیم سرهامان را برگردانیم تا پهنه گاه وسیع تورا به نظاره بنشینیم .
و راه همچنان مسدود است .
تو به سرعت نور ناپدید می شوی و زمان همچنان چرخ ها را به دنبال می کشد .
پیش ازاین فقط یک رد یک اثر از تو بر این جاده زمان نقش بسته بود اما حالا دهها و نه صدها و بیش از ان بیش از انچه خودت حتی گمان ببری !!! ببین اینجای پاهها و دست های توست .!
دستهایمان را بگیر و مگذار مگذار که صولت زمان مارا باشتابی مه در تاب و توان این چرخ های کهنه نیست بکشد دستهامان را بگیر و مگذار فراموش کنیم ..................
هر چند صدای فرو افتادنت انچنان در کوهسار گوشها پیچید که گمان نمی کنم به این نزدیکی ها به دست فراموشی سپرده شود .
و هنوز صدایش در گوشهایمان طنین انداز است .
به اندازه انفجار یک بمب اتمی تاثیر گذار و مخرب .گاری زمان در جاده های پر سنگ و لاخ به پیش می راند.چرخ ها نعره می زنند گویی می گریند . بر گاری زمان چیزی حجمی سنگینی می کند چرخ ها متحد می شوند .گوشاگوش هم پیشا پیش هم حرکت می کنند.چه صحنه زیبایی :
( صحنه چه می تواند بگوید وقتی که از بازی و بازیگر تهی است )
بازی ما درس عشق بود و بازیگر این بازی یگانه معلم عشقم تو بودی .!
با نگاهی تردید امیز به این چرخ ها می نگرم تاد کی تا کدامین هنگام انچنین خواهند ماند
خدایا : به تمام دلهای پاک بندگانت که به درگاه تو دست بر دعا برداشته اند قسمت می دهم بگذار این چرخ ها همچنان در کنار هم در کیشا کیش یکدیگر حرکت کنند . مگذار از هم دور بیافتند که بی شک هر یک به تنهایی توان نگداشت بزرگ مردی چون او و روح نا پیدا کران او را در محدود خود ندارند .
بیست و نهم اردیبهشت سالروز جاودانه شدن استاد ولی الله اردشیری است
یادش گرامی .